تصویر پروفایل

فرزاد فره‌وشیآفلاین

  • فرزاد فره‌وشی
  • 0

    نوشته‌ها

  • 0

    نظرات

  • 3.4K

    بازدیدها

  • فرزاد فره‌وشی 1 سال, ماه 9 قبل

    داریوش اسدزاده
    آخرین همکاری داریوش اسدزاده با فرزاد فره‌وشی در مجموعه‌ی گنجینه‌ی تآتر معاصر ایران بود که قسمت دوّم آن ( پرنده‌ی آبی ) تا پایان مهر ماه سال جاری منتشر می‌شود. زنده‌یاد اسدزاده در قسمت‌های بعدی هم حضور دارد.

    داریوش اسدزاده (زاده ۱ آذر ۱۳۰۲ کرمانشاه _ درگذشته ۳ شهریور ۱۳۹۸ تهران) بازیگر تئاتر، فیلم و سریال ایرانی بود. او در ۲۰ سالگی وارد عرصه بازیگری شد و سال‌ها در مقام بازیگر، نویسنده و کارگردان در تئاتر تهران (نصر) فعالیت کرد. در دهه چهل و پنجاه شمسی در بیش از پنجاه فیلم سینمایی ایفای نقش نمود. پیش از انقلاب ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۵ پس از ده سال اقامت در آمریکا بازگشت و در دو سریال سمندون و خانه سبز شرکت داشت که این دو اثر را می‌توان تأثیرگذارترین آثار کارنامه هنری او دانست. از دیگر آثار مهم او می‌توان به بازی در فیلم کوتاه دایره (۱۳۷۷)، اثر محمد شیروانی و برگزیده منتقدان بین‌المللی جشنواره کن در ۱۹۹۹، اشاره کرد. فعالیت او در دهه ۱۳۹۰ متمرکز بر تألیف کتاب‌هایی دربارهٔ تاریخ تئاتر ایران و تاریخ تهران بود. او در روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸ در سن ۹۶ سالگی درگذشت.

    داریوش اسدزاده، روز جمعه ۱ آذر ۱۳۰۲ شمسی در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش ارتشی بود و زادهٔ تهران و ساکن و بزرگ شده خیابان ری. او فرزند اول خانواده و دارای دو خواهر و یک برادر است. او تا پنج سالگی به همراه خانواده، در کرمانشاه زندگی کرد و در سال ۱۳۰۷ همراه با خانواده به تهران بازگشت. دوره ابتدایی را در «دبستان ترقی» و دبیرستان را در دارالفنون به پایان برد، سپس وارد دانشکده بازرگانی و دارایی شد.

    او در کودکی به همراه پدرش به دیدن تئاتر می‌رفت. هر هفته درسش را به خوبی می‌خواند تا پدرش برای تشویقش، او را به دیدن تئاتر ببرد. بعدها که بزرگتر شد عاشق هنر شد. پدرش که خود او را با هنر نمایش آشنا کرده بود به شدت با کار هنری مخالف بود و از او توقع داشت تا تعلیمات نظامی را پشت سر بگذارد و صاحب مقام و منصب شود. اسدزاده در جوانی ویلون می‌نواخت و طبع شعر هم داشت، اما به دلیل مخالفت شدید پدر مجبور شد موسیقی را رها کند. او پس از پایان دوره دبیرستان، این بار به دور از چشم پدر وارد اولین دوره هنرستان هنرپیشگی شد و هم زمان برای خاطر جمعی پدرش به دانشگاه نیز رفت. هنرستان هنرپیشگی که زیرنظر سید علی نصر اداره می‌شد، نخستین مدرسهٔ حرفه‌ای تئاتر در ایران بود و از بطن آن تئاتر تهران (نصر) تأسیس گردید. مدتی نگذشت که برای بازی در نمایشنامه‌های رادیویی که توسط فضل‌الله بایگان اجرا می‌شد، به رادیو رفت. در آن زمان عده‌ای معدودی در خانه‌های خود رادیو داشتند، از این رو پدر اسدزاده خبر بازیگری پسرش را در آن نمایش‌ها نه از رادیو که از زبان آشنایان شنید و او را به جرم «مطرب شدن» به خانه راه نداد تا آنکه بعد از یک ماه با وساطت اقوام به خانه برگشت. پدر با آنکه از راهی که پسرش انتخاب کرده بود راضی نبود، اما رفته رفته با آن کنار آمد. در سال ۱۳۲۳ خورشیدی در زمانی که قوام‌السلطنه نخست‌وزیر بود، به استخدام وزارت دارایی درآمد و در آنجا نیز از گوشه و کنایه‌های همکارانش که او را مطرب می‌خواندند، در امان نبود.

    او از سال ۲۱ کار در تئاتر را با بازیگری، کارگردانی و نویسندگی در تئاتر تهران (نصر) و دهقان (لاله زار) شروع کرد. نخستین بازی حرفه‌ای او بر صحنه تئاتر در سال ۱۳۲۱ در نمایشی به نام «لیلی و مجنون کمدی» به نویسندگی و کارگردانی معزالدیوان فکری بود. «تئاتر تهران» اولین جایی بود که اسدزاده در آن بازی کرد. این تئاتر اولین مکان ثابت و دائمی بود که در ایران برای تئاتر کلاسیک ساخته شده بود.

    پس از آن در سال ۱۳۲۸ کار در سینما را با فیلم همسر مزاحم شروع کرد. او همچنین در سال ۱۳۳۵ از طرف اداره کل هنرهای زیبای ایران برای بزرگترین فستیوال بین‌المللی تئاتر عازم فرانسه شهر پاریس شد و به مدت سه ماه به تحقیق مطالعه پرداخت. پس از بازگشت او به ایران از طرف رادیوی ملی دعوت بکار شد. از آنجایی که او به تئاتر علاقهٔ زیادی داشت به نویسندگی و کارگردانی نمایشنامه‌هایی چون: ازدواج فوری، سه زندانی، هنرپیشه، پرواز دخترها، میشل استراگف و مسیو ژوزف و… که تعداد آن‌ها به ۲۰ نمایشنامه می‌رسد و ایفای نقش در ۲۰۰ نمایشنامه پرداخت. در بازدیدی که هنرمندان آمریکایی از تئاترهای ایران داشتند هنر او (کارگردانی، نویسندگی، و بازیگری) در دید آن‌ها منحصر به فرد آمد و در سال ۱۳۴۶ به دعوت یک کمپانی فیلم‌سازی آمریکایی در شهر مینیاپولیس رهسپار آمریکا شد و در فیلم در آمریکا اتفاق افتاد به ایفای نقش پرداخت و علاوه بر آن در نوشتن فیلم‌نامه فیلم با جواد قائم‌مقامی (کارگردان فیلم) مشارکت کرد. این فیلم در در همان سال‌ها در ایران به اکران عمومی درآمد. بازی او در تئاتری به نام «شهر ما» مورد توجه «پروفسور دیویدسن»، استاد تئاتر آمریکایی که به دعوت وزارت فرهنگ و هنر و دانشگاه تهران به ایران آمده بود، قرار گرفت و به سبب ایفای این نقش جایزه‌ای از پروفسور دیویدسن دریافت کرد.[نیازمند منبع]

    او که از همان آغاز با جدیت کار هنری را در پیش گرفته بود، در عین حال به عنوان کارمند وزارت دارایی نیز کار می‌کرد. نهایتاً در سال ۱۳۴۸، با توجه به حجم بالای فعالیت‌هایی که در وادی نمایش به او پیشنهاد می‌شد و با وجود آنکه پست بالایی در وزارت دارایی داشت، تقاضای بازنشستگی داد و پس از آن به کار هنری که به آن علاقه داشت پرداخت.

    او در سال ۱۳۵۱ به عضویت هیئت مدیرهٔ سندیکای سینمای ایران درآمد. در سال ۱۳۵۵ به تشویق پروفسور دیویدسن جهت مطالعه و پژوهش در امور تئاتر به همراه خانواده‌اش به آمریکا رهسپار شد. در زمانی که در لس آنجلس اقامت داشت در یک مینی‌مارکت (مغازه خواربار فروشی) و پمپ بنزین سرمایه‌گذاری کرد، اما ورشکست شد. در سال ۱۳۶۵ به ایران بازگشت و در عرصهٔ بازیگری در تئاتر و سینما به ایفای نقش پرداخت. او در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ به ریاست انجمن بازیگران ایران منصوب شد و همچنین به مدت پنج دوره عضویت داوران خانهٔ سینما را بر عهده داشت. نگارش در زمینهٔ تاریخ تئاتر از جمله فعالیت‌های مورد علاقهٔ او بوده که می‌توان به کتاب‌های تماشاخانه تهران، سیری در تاریخ تئاتر ایران و برگ‌های خواندنی: گزینشی از رویدادهای تاریخی اشاره کرد. کتاب دیگری که در دست نگارش دارد، تاریخ تئاتر ایران از لاله زار تا شانزلیزه نام دارد. او همچنین جوایز و تقدیرنامه‌های فراوانی را از دولت مردان، استادان و صاحب نظران دریافت نموده‌است.

    او در سال ۱۳۷۷ در فیلم کوتاه دایره ساخته محمد شیروانی بازی کرد که این فیلم منتخب منتقدان بین‌المللی جشنواره کن در سال ۱۹۹۹ میلادی شد.

    در سال ۱۳۹۵ ابراهیم شفیعی فیلم مستند «زندگی و دیگر هیچ» را دربارهٔ زندگی داریوش اسدزاده و در تقدیر از هفتاد سال فعالیت او در سینما، ساخت.
    دریافت نشان درجه یک هنری

    وی در سال ۱۳۹۱ از محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت ایران، نشان درجه یک فرهنگ و هنر دریافت کرد. او در دوران اقامت در آمریکا، تحقیقاتی در دانشگاه انجام داد و دوره‌هایی را طی کرد که مدرک معادل آن از سوی دانشگاه تهران به عنوان دکتری در رشته «ادبیات هنر» ارزیابی شده‌است.
    زندگی شخصی

    او در بیست و هفت سالگی با یکی از طرفدارانش به نام «هما شاهرخی» که از نوادگان قاجار بود، ازدواج کرد. ولی پس از هفده سال زندگی مشترک، از آنجایی که صاحب فرزندی نشدند از او جدا شد. او از همسر دومش به نام «سهیلا غزلی» دو پسر دارد. پس از مهاجرت به آمریکا، به دلیل مسائل خانوادگی از همسر دومش نیز جدا شد. او در هفتاد و شش سالگی برای سومین بار ازدواج کرد. نام سومین همسر او «طاهره‌خاتون میرزایی» است.
    بیماری

    وی در آبان ۱۳۹۷ در سن ۹۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان مثانه در بیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت . وی ساعاتی پس از ترخیص از بیمارستان، به علت تب، عفونت و درد شدید مجددا از خانه راهی بیمارستان می‌شود، پس از معاینه و انجام آزمایشات مشخص می‌شود وی علاوه بر سرطان مثانه به بیماری ذات الریه نیز مبتلا شده‌است. او بار دیگر در تیرماه ۱۳۹۸ به دلیل ناتوانی جسمی و بیماری ریوی در بیمارستان بستری شد و پس از چند روز با تشخیص پزشک به منزل رفت
    درگذشت

    وی در روز یکشنبه، ۳ شهریور ۱۳۹۸ در منزل و در در سن ۹۶ سالگی درگذشت. وکیل خانوادگی‌ این هنرمند که مدتی قبل هم در بیمارستان بستری بود در گفت‌وگو با ایسنا، این خبر را تایید کرد و گفت او یکشنبه (سوم شهریورماه) در منزل خود چشم از دنیا فروبسته است.
    نوشته‌ها

    سیری در تاریخ تیاتر ایران (قبل از اسلام تا سال ۱۳۵۷ شمسی). تهران: آوردگاه هنر و اندیشه، ۱۳۹۰.
    برگ‌های خواندنی: گزینشی از رویدادهای تاریخی. تهران: نشر افراز، ۱۳۹۲.
    تماشاخانه تهران به روایت داریوش اسدزاده. تهران: نشر افراز، ۱۳۹۴.
    خاطرات طهران، تهران: نشر فاصله، ۱۳۹۷. (با نام نخستین تهران و خاطراتش)
    لاله‌زار و خاطرات (با نام نخستین از لاله‌زار تا شانزه‌لیزه)

درباره من

فرزاد فره‌وشی

فرزاد فره‌ وشی به انگلیسی (Farzad Farahvashi) زاده‌ تهران، کارگردان، تدوین‌گر ، گوینده ، پژوهش‌گر و سندپژوه تآتر و تهیه‌کننده اهل ایران است. او عضو انجمن صفی کارگردانان سینمای مستند خانه‌ی سینما ، انجمن صنفی تهیه کنندگان مستقل سینمای مستند ایران و انجمن نویسندگان، منتقدان و پژوهش‌گران خانه‌ی تآتر و مدیر مسئول هنرکده و سکوی نمایش برخط فرفیلم، و دارای گواهینامه‌ی هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. فره‌وشی با ساخت فیلم لبخند ماه در سال ۱۳۷۸ وارد عرصه کارگردانی شد و در همان سال توانست جایزه اوّل جشنواره‌ی آموزش و پرورش را کسب کند. پیش از آن در تآترهای مدرسه فعالیت جدی داشت و در چند فیلم ایفای نقش کرد. مانند فیلم سینمایی شهردار مدرسه به کارگردانی محمّدباقر خسروی در سال ۱۳۷۵ و سریال تلویزیونی قصه های پدر به کارگردانی بهنام بهزادی در سال ۱۳۷۹. وی توانسته در بیشتر فیلم های خود عنوان اوّلین را بین تماشاگران کسب کند. مانند: اولین سریال تحلیلی و پژوهشی ( روزنه‌ی آبی)، اوّلین فیلم مستند درباره‌ی آموزش و فرهنگ‌سازی برخود با حیوانات ( مرگ نقش )، اوّلین فیلم مستند درباره‌ی مشکلات برگزاری کنسرت ارکستر مجلسی ایران ( چهار فصل ) و ... او از مجموعه‌داران اسناد تآتر نوین ایران است. سریال روزنه‌ی آبی برگزیده‌ی جایزه‌ی پژوهش سال سینمای ایران در سال 1401 شد. فرزاد فره‌وشی در مراسم رونمایی سریال روزنه‌ی آبی دیدگاه خود را این‌گونه بیان کرد: در فرهنگ ما عادتی به نام ثبت و ضبط وقایع تاریخی به طور جدی وجود ندارد. به همین دلیل بیشتر جامعه به دنبال نمونه و قهرمان های خارجی است در حالی ما منبع غنی و بکری از جریان سازان در ادوار مختلف داریم. نمی‌دانم اگر فردوسی بزرگ در آن سی سال زحمت، اگر بخش مهمی از رویدادها و فرهنگ پیش از خود را برای ما به یادگار نمی‌گذاشت حال امروز فرهنگ ما چه بود؟ “وی در آثارش سعی در ساده گویی یک موضوع مهم دارد. مستندگونگی و عدم موضع در بیان موضوع از تکنیک های بیانی وی محسوب می شود. در سریال روزنه‌ی آبی که نه سال تولید آن زمان برده است و سیصد و یک هنرمند هم‌کاری کرده‌اند یک روایت شفاهی از آغاز تآتر نوین ایران با محوریت “شاهین سرکیسیان” است. او در انتقاد به وضع ناهموار اکران و پخش فیلم های تجربی و مستند گفته است: ما از سال ۱۳۹۵ با سریال مستند روزنه آبی که ۹ سال تولیدش به طول انجامید، وارد شبکه‌ی نمایش خانگی شدیم. اما از همان ابتدا با مشکلاتی روبرو بودیم. پخش‌کننده‌ها، پخش آثار مستند را قبول نمی‌کنند و اگر هم بخواهند قبول کنند درصد یا قیمت بالایی را از فیلم‌ساز می‌گیرند(خارج از عرف)، به همین دلیل از آن هم‌کاری با آنها گذشتیم. در حالی‌که ما پیش از آن‌که بخواهیم تکثیر و بسته‌بندی کارهایمان را انجام دهیم با آنها صحبت کردیم که ببنیم چه تعدادی باید آماده کنیم ولی دیدیم اصلاً از اثر ما استقبال نمی‌کنند با وجود آن‌که این مستند بار تبلیغاتی خوبی داشت و اوّلین سریال مستند درباره‌ی تآتر و افرادی بود که جلوی دوربین قرار گرفته بودند و مدت‌ها هم از آنها خبری وجود نداشت. “فقط کارهای عامه پسند و سریال‌ها مورد توجه پخش‌کنندگان قرار می‌گیرد” او در مصاحبه‌ای گفته است که وقتی من دیدم شرایط پخش به این صورت است، تصمیم گرفتم خودم به طور شخصی کار پخش فیلم را انجام دهم. روزنه‌ی آبی در دی ماه ۱۳۹۵ و دو ماه بعد فیلم دیگری به نام “رقص دایره” رونمایی شد. فرزاد فره‌وشی بارها در گفتگوهای گوناگون از مشکلات پخش فیلم‌های تجربی یا مستند گفته که هیچ‌کدام از پخش کننده‌ها حاضر به هم‌کاری در این موارد نیستند و فقط فیلم‌های عامه پسند را می‌پذیرند. وی در سال ۱۳۹۸ برای فیلم “من قناد هستم” با مشکل اکران در سینما مواجه شد.” فرزاد فره‌وشی در خانواده‌ای اهل هنر به دنیا آمد. پدری که نوازنده گیتار و اهل موسیقی بود و از خاندان پدری می‌توان به دکتر بهرام فره‌وشی و علی‌محمّد فره‌وشی اشاره کرد. از کودکی تمایل زیادی به بازیگری داشت به همین دلیل در مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما زیر نظر “رضا فیاضی” تعلیم دید. او به واسطه‌ی علاقه زیاد و تعلیمات و حضور در محیط هنری توانست اوّلین فیلم‌اش را به نام “لبخند ماه” بسازد که در آن سال برنده‌ی بهترین فیلم جشنواره‌ی آموزش و پرورش شد. از سال ۱۳۷۹ به صورت حرفه‌ای بازیگری در تآتر را آغاز نمود اما به دلیل علاقه زیاد به سینما بیشتر نیروی خود را معطوف به آن کرد. دیپلم خود را در رشته‌ی علوم تجربی گرفت و پس از تغییر رشته به هنرستان هنرهای تجسمی پسران رفت و رشته‌ی گرافیک خواند. پس از چند سال کار در حوزه‌ی تصویربرداری و فیلم‌سازی وارد دانشگاه شد و با مدرک کارشناسی کارگردانی تآتر فارغ التحصیل شد. از سال ۱۳۸۰ هم‌کاری حرفه‌ای با دفتر تکنولوژی آموزشی، تله‌ویزیون و سازمان آموزش و پرورش شهر تهران به عنوان فیلم‌بردار داشت و پس از مدت کوتاهی تدوین‌ و کارگردانی را آغاز کرد و تا سال ۱۳۸۸ توانست در چندین پروژه و برنامه که نزدیک ۴۰۰۰ دقیقه بود هم‌کاری کند. در سال ۱۳۸۰ به عنوان داور جشنواره‌ی دانش آموزی سازمان آموزش و پرورش دعوت به هم‌کاری شد. “او اوّلین فیلم‌ساز ایرانی است که توانسته دو فیلم درباره حمایت از حقوق حیوانات و هم‌چنین اوّلین سریال تحلیلی و پژوهشی بلند را بسازد.”

sponsored

رفتن به نوار ابزار